آمار گروه بسيج اینترنتی
گروه بسيج اینترنتی

با سلام خوشبختي ما در سه جمله است: تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم. حسرت ديروز اتلاف امروز ترس از فردا از دكتر علي شريعتي *** يافتن آب به عشق است نه به سعي اما پس از سعي *** ديگر آدرسهاي ما *** http://www.jaraghe.co/ *** باكس http://www.pasargadsaeed.blogveb.com/Linkbox http://www.pasargadsaeed2.iranblog.com/services/linkbox/Show.aspx http://www.parnevis.com/bx/pasargadsaeed http://www.pasargadsaeed.tizweb.ir/box

 
 





Powered by WebGozar

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دريافت کد فال حافظ براي وبلاگ


موضوع: داستان و حکایت

معجونه آرامش
کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.

 چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند.

 آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.

بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!

 گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.

 گفتند:  آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید

 گفت:آری جزئ نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل،

 دوم آنچه مقدر است بودنی است،

 سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست.

 چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم،

 پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد.

 ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد

 چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت...

سخن روز :  تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است.داستایوفسکی


   نوشته شده در ٥ فروردین ۱۳٩۱  توسط سعید کریمی 



سفارش امام زمان (عج) به ذکری در رکوع نماز‌ها
شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر (عج الله) دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع‌های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.
 محمد قبادی نویسنده وبلاگ دیتا در آخرین پست وبلاگش نوشت:

شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر (عج الله) دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع‌های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.

ترجمه آن ذکر این است: بارال‌ها درودبرمحمدوآلش بفرست و بر عجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس.

دیدار یار غائب - ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی، قدس سره

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت، علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه، داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر، علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.

تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزد‌ها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت:‌ای سید! سلام علیکم.
 
ترس و وحشت بکلی از وجودم رفت و اطمینان وسکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می‌گفتیم و می‌رفتیم از من سؤال کرد:
کجا قصد داری؟
گفتم: مسجد سهله.
فرمود: به چه جهت؟
گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر، علیه السلام.
مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که، مثل آن بود که دیوار و سنگ‌ها با او آن دعا را می‌خواندند;احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.

بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنه‌ای، چه خوب است شام بخوری.

پس سفره‌ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و درآن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرمای زننده‌ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم.

سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم.

داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می‌کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟

بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:
ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می‌روی یا در همین جا می‌مانی؟

گفتم: می‌مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق، علیه السلام، نشستیم.
به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟
در جواب کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم.
این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می‌آید ارکان وجودم می‌لرزد به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنم؟

۱. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود:
ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می‌کنی؟
گفتم: سه مرتبه صلوات می‌فرستم و سه مرتبه می‌گویم: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة» پس قبضه‌ای از تسبیح را گرفته می‌شمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یکی ماند خوب است.
فرمود: برای این استخاره، باقی مانده‌ای است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراحکم به خوبی استخاره نکنید بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج آمد کشف می‌شوداستخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف می‌شودکه استخاره اول میانه است.
به حسب قواعد علمیه می‌بایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که این آقا کیست.

۲. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره‌ها بعد از نمازهای واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملک.

۳. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشا که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره‌ای خواستی می‌خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می‌خوانی و فرمود: کفایت می‌کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت.

۴. تاکید فرمود که: بعد از نمازهای پنجگانه این دعا رابخوان:
 «اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین».

۵. و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع درنمازهای یومیه خصوصا رکعت آخر:
 
 «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».

۶. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:
تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.

۷. تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یاد از آنهانمی کنند.

۸. تحت الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می‌کنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است.

۹. تاکید بر زیارت سید الشهدا، علیه السلام.

۱۰. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع.

۱۱. پرسیدم: نمی‌دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟

فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی.
گفتم: نمی‌دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟
فرمود: تمام آن‌ها از تو راضی‌اند و درباره‌ات دعامی کنند.
استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف.
دعا فرمودند.

در اینجا مطلب دیگری است که مجال تفصیل و بیان آن نیست پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطرحاجتی، آمدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد به ذهنم رسید چه شبی بود واین سید عرب کیست که اینهمه با فضیلت است؟ شایده‌مان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا کردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گریه می‌کردم تا صبح شد، چون عاشقی که بعد ازوصال مبتلا به هجران شود.

این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می‌آید بهت زده می‌شوم.


   نوشته شده در ۳ فروردین ۱۳٩۱  توسط سعید کریمی 



وهابی‌ها بزرگداشت موالید و وفات ائمه را بدعت و حرام می دانند و اجتماع در موالید آنان را حرام می‌خوانند.

محمد حامدفقهی رئیس جماعت انصار السنه المحمدیه می نویسد:
الذکر یا حالتی ملات البلاد باسم الاولیاء هی نوع من العباده سهم و تعظیمهم
 یا دواره و بر پا کردن جشن در ایام ولادت یا وفات اولیاء پرستش و تعظیم آنها به شمار می رود.

مفتی سعودی «بن باز» هر نوع بزرگداشت میلاد پیامبر را حرام اعلام کرده است. آنچه که وهابی ها تأکید دارند:
 این است که اگر این مجالس بنام مذهب بر پا می شوند باید از طرف آئین اسلام به صورت خصوصی و یا عمومی مورد تصویب قرار گیرد. در غیر این صورت بدعت و حرام خواهد بود.
در مورد اول که یاد و ذکر بزرگان را مساوی با عبادت می‌گیرند باید گفت که مشکل اینها در معنی عبادت  است.
 وقتی ما مشغول ذکر و یاد خداییم لزوماً به این کار ما عبادت نمی گویند. و هر تکریم و تعظیم از بندگان خدا با این قید که بندگان خدا هستند به معنی پرستش نیست و شکی نیست که قرآن گروهی از انبیاء و اولیاء را در موارد مختلف ستوده و تحسین کرده حال این درست است که ما بگوییم منظور قرآن عبادت آنها بوده است.
در مورد دوم نمی‌توان گفت که در متن اسلام این مسائل نیامده بلکه در مواردی بسیار شبیه این امور اتفاق افتاده و مورد نقل قرآن است.

دلایل
 1- خداوند در آیه ی 157 سوره‌ی اعراف می فرماید:
آنان که به پیامبر ایمان آورده اند او را گرامی داشته. و او را یاری کرده اند و از نوری که قرآن به او فرستاده پیروی کنند، رستگارانند. که از این آیه می‌توان فهمید که:
شرط رستگاری تکریم و تعظیم پیامبر مکرم اسلام است. که البته عقلائی می توان فهمید که این تعظیم و تکریم مربوط به یک دوره خاص زمانی نیست.

2- وهابی ها که به شدت مخالف برگزاری عزاداری‌ها و سوگواری‌به مناسبت وفات بزرگان و اولیاء هستند در مورد سرنوشت حضرت یعقوب علیه السلام چه می گویند؟
حضرت یعقوب در فقدان فرزندش چنان می‌گریست تا کور شد «وابیضت عیناه من الحزن» که البته قرآن او را نسبت به این کار مذمت نمی کند و او پیامبر خداست و نسبت کفر و شرک به چنین انسان‌هایی محال است.

 3- آیه‌ی قل لا اسئلکم علیه اجر الا الموده فی القربی
نیز شاهدی بر همین مطلب است اگر نزدیکان و اقربای پیامبر باید تکریم و اعزاز شوند و باید محبت و دوستی نسبت به آنها روا داشت پس از ولادت آنها عقلاً باید خوشحال و از مرگ آنها باید غمگین و اندوهناک شد.
در ضمن در صدر اسلام بحث عزاداری رسول اکرم بر سر قبر حمزه‌ی سیدالشهدا و دستور عزاداری بر شهیدان یا نامیدن سال وفات ابوطالب و خدیجه علیهماالسلام به نام عام الحزن همه شواهدی بر تأیید برگزاری سالگردها و بزرگداشت‌ها برای اهل ایمان و اولیاء‌الله دارد.
منابع:
آئین وهابیت، جعفر سبحانی


   نوشته شده در ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



زیارت قبور و شرک از نگاه وهابیت

وهابیت معتقد است که زیارت قبر یک نفر دلیل بر پرستش او می شود و استدلال می کنند که حتی سفر برای زیارت حرام است در صورتی که اسناد و روایات بسیار زیادی داریم که این قضیه را به سهولت نقض می کند. مثلاً با استناد به این که پیامبر در دوره ای از زیارت قبور منع می کرد چون پدران آنها اکثراً مشرک بودند استدلال می کنند که زیارت قبور غیر پیامبر حرام است و حتی مسافرت برای زیارت قبر پیامبر نیز حرام است. وهابیت معتقد است که زیارت قبر یک نفر دلیل بر پرستش او می شود و استدلال می کنند که حتی سفر برای زیارت حرام است در صورتی که اسناد و روایات بسیار زیادی داریم که این قضیه را به سهولت نقض می کند. مثلاً با استناد به این که پیامبر در دوره ای از زیارت قبور منع می کرد چون پدران آنها اکثراً مشرک بودند استدلال می کنند که زیارت قبور غیر پیامبر حرام است و حتی مسافرت برای زیارت قبر پیامبر نیز حرام است.

منبع:آیین وهابیت؛جعفر سبحانی


   نوشته شده در ٢۸ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



طلب شفاعت از ائمه هدی

 

وهابی‌ها با پاره ای از دلایل درخواست و طلب شفاعت راشرک می دانند.
معتقدند که شفیع قرار دادن کسی شرک در عبادت است و شفاعت پرستش شفیع است
 به اعتقاد وهابی‌ ها شفاعت فعل خداست  و یا به تعبیر صحیح تر:
حق اوست و درخواست فعل وی از غیر او عبادت او می باشد. و عیناً این سخن را درباره درخواست شفاء بیمار از اولیا و مشابه آن تکرار می کند و می‌گویند این درخواست ها درخواست فعل خدا از غیر اوست و طبعاً چنین درخواستی شرک است.
اما نکته‌ی بسیار مهم این است که وهابی ها اصلا تعریف درستی از فعل خدا نداده اند. دیگر اینکه بعضی از افعال مختص ذات اقدس الهی به کسان یا چیزهای دیگری نیز نسبت داده شده. مانند اینکه اوست که زنده می کند و می میراند:
و هوالذی یحیی و یمیت
در حالی که در جایی دیگر زنده کردن و میراندن را که فعل مختص الهی است به رسل (یعنی ملائکه خداوند) نسبت می دهد:
حتی از اجاء احدکم الموت توفته رسلنا
یا در جای دیگر می گوید «ایاک نستعین» تنها از تو یاری می جوئیم و در آیه‌ی دیگر این نسبت به «صبر» و صلواه داده شده است:
استعینوا بالصبر و الصلوه انها لکبیره الاّ علی الخاشعین

طلب شفاعت در حقیقت طلب دعاست. یعنی شفاعت پیامبر و دیگر شافعان واقعی چیزی جز دعا نیست. درست مانند این دستور است که واستغفر لذنبک و للمومنین و للمومنات(نسبت به گناهان خود و افراد با ایمان طلب آمرزش بنما)

منبع:
آیین وهابیت؛جعفر سبحانی
مومنون آیه85 ،انعام آیه‌ 6،بقره 45


   نوشته شده در ٢٥ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: اسلام

زیارت قبر صالحان

قرآن به روشنی دستور می دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ گاه بر جنازه‌ی منافقان نماز نگذارد و کنار قبر آن ها نایستد. در واقع قرآن این قضیه را به عنوان یک نوع تنبیه در نظر می گیرد با این کار قرآن می فرماید که این کار که نباید در مورد منافقان انجام دهید یعنی:
 1-نماز خواندن بر جنازه های آنها
 2-زیارت قبر آنان
در موارد غیر منافقان کار نیکو و شایسته ای است.
 «در آیه ای دیگر لا تصل علی احد منهم مات ابداً»
در این جا لفظ احد باعث نهی کلی است یعنی هیچ فردی از آنان و ابدا باعث نفی زمانی کلی است یعنی هرگز چه در هنگام دفن و چه بعد از آن یعنی نمازگزاران بر سر قبر مومن کاری نیکو و شایسته است و منع آن برای منافقین یک نوع محرومیت و جریمه محسوب می شود.
 «لاتقم علی قبره»
آنچه از این شواهد بر می آید این است که دو عمل طلب رحمت و قیام و وقوف بر قبر مومن در تمام اوقات جائز و شایسته است و یکی از اوقات وقوف بر زیارت و خواندن قرآن بر مؤمن است که سال ها است که به خاک سپرده شده است.

منابع:
آئین وهابیت،جعفر سبحانی


   نوشته شده در ٢۳ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



آیا درخواست کارهای خارق العاده شرک است؟


   نوشته شده در ٢٠ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: اسلام

آیا توسل حرام است؟

 

مسلمانان در زمان پیامبر و پس از او بر ذات اولیاء الهی و مقام و منزلت آنان توسل می جستند.
1- در سالی که قحطی به اوج رسید، عُمَر به وسیله‌ی عباس از خداوند طلب باران نمود، خداوند به وسیله ی او آنان را سیراب کرد و زمین‌ها سرسبز گردید، پس عمر رو به مردم کرد و گفت به خدا سوگند:
عباس وسیله‌ی والاست. به سوی خدا و مقامی نزد خدا دارد.
2- وقتی عمر به وسیله‌ی عباس طلب باران نمود، گفت ای مردم، پیامبر خدا به عباس به دیده ی پدری می‌نگریست از او پیروی کنید و او را وسیله‌ی خود به سوی خدا قرار دهید، این عمل اندیشه‌ی کسانی که توسل را مطلقاً و یا به غیر پیغمبر تحریم کرده‌اند باطل می گرداند.

با استفاده از این شواهد می توان گفت که پیامبران و شخصیت‌های برجسته از مصادیق این نکته هستند که در قرآن می فرماید :
یا ایها‌الذین آمنو اتقوالله و ابتغوا الیه الوسیله

برخلاف تصور وهابی ها  که مسائله توسل را قابل شک می‌دانند توسل مساله‌ای کاملاً روشن است.

3- منصور وقتی نحوه‌ی زیارت پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله را از مالک مفتی بزرگ مدینه پرسید گفت رو به قبله دعا کنم یا رو به پیامبر اکرم.
مالک در جواب وی گفت:
چرا چهره از وی بر می تابی؟ او وسیله‌ی تو و وسیله‌ی پدر تو آدم علیه‌السلام در روز رستاخیز است.
رو به او کن او را شفیع خود قرار ده خدا شفاعت او را می پذیرد .

 


4-بن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقه از شافعی دو بیت زیر را نقل می کند:
آل النبی ذریعتی هم الیه وسیلتی
ارجوا بهم اعطی غداً سید الیمین صحیفتی

خاندان پیامبر وسیله‌ی من بسوی خدا هستند و به وسیله‌ی آنان امید دارم که نامه عملم به دست راست من داده شود.


منابع:
آئین وهابیت،جعفر سبحانی


   نوشته شده در ٢٠ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: انتخابات

مردم سالاری

 

۱) غربیها مارا به دمکراسی دعوت می کنند و عنوان می کنند در ایران مردم سالاری نیست ، پاسخ جنابعالی به آنها چیست؟
 این یکى از طنزهاى بزرگ امروز ما و این نقطه تاریخ است . همان کسانى که نظام طاغوتى شاه ، نظام استبدادى دوران پهلوى ، کودتاهاى نظامى و نظامهاى هیچ از دمکراسى نفهمیده و نشناخته را مورد قبول و تصدیق قرار مى دهند ، نظام جمهورى اسلامى را که در طول بیست وچهار سال عمرش، بیست و چند انتخابات در آن برگزار شده و از رهبرى تا ریاست جمهورى تا نمایندگان مجلس و ارکان نظام آن ، با واسطه و بى واسطه ، به انتخاب مردم سر کار مى آیند و مردم آنها را مى شناسند و مى پسندند و انتخاب مى کنند ، به دمکراسى و مردم سالارى دعوت مى کنند ! این در حالى است که مردم سالارى و میل مردم به شرکت در انتخاب مسؤولان ، مثل کشور ما ، در خود امریکا – که دشمنان ما و قدرتهاى گزافه گوى امریکایى ، از پشت بلندگوهاى خود ، ملت ما و ما را مخاطب قرار مى دهند – وجود ندارد .


   نوشته شده در ۱۸ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



امت و تفاوتهای آن با لغتهای مشابه

اصطلاح اسلامی امت در زبانهای اروپایی و عربی و فارسی برای یک جامعه و گروه انسانی بکار می روند که عبارتند از:

1-ناسیون Nation:
2-قبیله:
3-قوم:
4-شعب:
5-طبقه:
6-اجتماع یا جامعه:
7-طائفه:
8-نژاد:
9-توده:
10-people


1-ناسیون Nation:
آنچه که ما ملت ترجمه می کنیم ناسیون از مصدر Nature است یعنی زادن، پس مقصودشان از این اجتماع و ملاک اساسی و پیوند طبیعی و مقدس و واقعی که افراد یک گروه را به هم وابسته می کند خویشاوندی و همزادی و همنژادی آنهاست.

از نظر آنها مقدسترین پیوندیست که یک گروه از انسانها را به هم نزدیک می کند و اروپایی با انتخاب کلمه ناسیون و ناسیونالیسم اصالت پیوند همزایشی بین افراد انسانی را تایید می کند که هم اکنون نیز بسیار رایج است.

می بینیم این همان بینش قبیله ای است که افراد قبیله خود را فرزندان یک جد بزرگ می شمرند: بنی تمیم، بنی امیه، بنی نجار، . . .

2-قبیله:
از کلمه های قدیمتر که از ناسیون نیز کهنه تر است قبیله است، قبیله افرادی از انسانند که برای زندگانیشان یک مقصد یک قبله گزیده اند و همه بدان سوی رو دارند محکمترین پیوندی که افراد انسانی را در این جامعه بهم وصل می کند اشتراک آنها در جمله (مقصد) است یعنی در میعادگاه، در هدف و مقصد که معمولاً چراگاهست چون هر قبیله ای چراگاهی دارد و ییلاق و قشلاقی و وقتی پهنه صحرا را می نگرید می بینید که هر جمعی (قبیله ای) رو به قبله ای متوجه است. پس قبیله مجموعه افرادی هستند که اشتراک در قبله دارند.

3-قوم:
در این جامعه همزیستی براساس قیام مشترک افراد یک دسته در انجام عمل است. یعنی ما افراد یک قوم انسانهایی هستیم که در این گوشه زمین با هم برای انجام عملی مشترک برمی خیزیم و قیام می کنیم.

4-شعب:
کلمه شعب و انشعاب و شعبه که در فارسی هست از یک ریشه است یعنی افراد انسانی در روی زمین شعبه شعبه شدند، هر شعبه ای یک شعب است یعنی دسته ای که از دسته های دیگر جدا است و جامعه شعبه ای از بشریت است که از آن منشعب شده است.

5-طبقه:
افرادی از انسان که دارای زندگی یا شکل و کار و درآمدی همسان و مشابه اند یک طبقه را تشکیل می دهند. افرادی که در یک طبقه قرار می گیرند در شکل کار و زندگی و اندازه برخورداری از جامعه و درآمد با یکدیگر مشابه اند. اینها یک واحد و یک گروه مجتمع را درست می کنند یک class social پس پیوند اینها در اشتراک کار و درآمد و یا شکل زندگی و بویژه وضع و پایگاه اجتماعی است.

6-اجتماع یا جامعه:
اکنون نیز کلمه هم مصطلح مردم است و هم اصطلاح علمی. جامعه social هم در اروپا و هم ترما یعنی تجمع افراد انسانی در یکجا. بنابراین مهمترین پیوند و مبنای این گروه و معنی اساسی این ارتباطات: «جمع بودن آنها در یکجاست».

7-طائفه:
گروه انسانی است که گرد یک محور، یک منطقه خاص، در طواف یا گردش اند. در صحرا هر دسته ای اطراف یک چاه آب چرخ می خورند و در یک میدان یک دایره که چراگاه خاص آنها است می گردند.

8-نژاد:
race گروهی از افراد انسانی که در خصوصیات بدنی، شکل، رنگ و اندام و تناسب اعضاء با هم مشابه اند و مشترک.

9-توده:
masse مجموعه ای از افراد انسانی که در یک نقطه انباشته شده اند.

10-people
گروهی از افراد انسانی که در یک سرزمین خاص سکونت دارند، هموطنها. از این قبیل است: گروه groupement و Group حزب، Partie و ایل عشیره clan , Tribu.

منبع: امت و امامت؛ دکتر علی شریعتی


   نوشته شده در ۱٦ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: داستان و حکایت

دزد ایمان
نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد...

 در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند و طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده یا تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند...

 حرامیان هرچه بود گرد آوردند از مسکوکات و جواهرات و پارچه  و هر چه ارزشمند بود به زور ستاندند.

 در بین اموال مسروقه یکی ازحرامیان کیسه ای پراز سکه های زر یافت که بسیار مایه تعجب بود چه آنکه در داخل همان کیسه به همراه سکه های زر تکه کاغذی یافت که روی آن آیه ای از قرآن در مضمون دفع بلا نوشته شده بود...

 حرامی شادی کنان کیسه را به نزد سر دسته دزدان برد و تمسخر کنان اشارتی نیز به دعای دفع بلا نمود.

 رئیس دزدان چون واقعه بدید دستور داد صاحب کیسه را احضار کنند...

 طولی نکشید که تاجری فلک زده مویه کنان به پای سردسته حرامیان افتاد که آن کیسه از آن من بود و لعن و نفرین بسیار نثار عالم دینی نمود و همی گفت که من گول آن عالم را خوردم و تا آن لحظه معتقد بودم که دعای دفع بلا واقعا کارگر خواهد بود !!!

 رئیس حرامیان اندکی به فکر فرو رفت سپس دستور داد کیسه زر را به صاحبش بر گردانند !

 یکی از حرامیان برآشفت که این چه تدبیری است و مگر ما قطاع الطریق نیستیم ؟!

 رئیس دزدان پاسخ چنین داد: ای ابله، درست است که ما دزد مال مردم ایم اما هرگز قرار نبود که دزد ایمان مردم  باشیم ...
 

 

سخن روز : دنیا جای خطرناکی برای زندگی است نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند ...انیشتین


   نوشته شده در ۱۳ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: اسلام - رهبری

ضرورت عقلی وجود امام

 

آیا پیامبر توانست همه احکام دین را در جامعه رواج دهد؟

یکی از راههای اثبات امامت همه امامان این است که امامت امیرالمؤمنین را اثبات کنیم و بعد به ترتیب امامت دیگر ائمه را بع تبع اثبات نماییم.

می دانیم که دین اسلام دین خاتم است و بناست که بعد از آن دیگر شریعتی نیاید و دینی است که کلی و جامع همه شئون زندگی بشر و وضع این دین هم از چنین مطلبی حکایت می کند زیرا در همه مسائل دخالت دارد بعد می گویند آیا تاریخ زندگی پیامبر اکرم نشان می دهد که ایشان شخصاً این مقدار فرصت پیدا کرده باشند که تمام اسلام را به مردم تعلیم داده باشند؟

 

ادامه دارد


   نوشته شده در ۱٢ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



داستان گریه دار ادامه اعدام بابک خرمدین

روز قبل از اعدام، خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.

 بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند.

 پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند.

 پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد.

 اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .

 ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است!

 بابک با غرور گفت: خواهید دید...

 چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد.

 خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟

 بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است... چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود !

 به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرند...

 پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند...

 پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد ...

 آخرین گفتار بابک چنین بوده است :

 تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود ...

 تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت !

 این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد .

 من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .

 و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :

 " پاینده ایران "

 روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد...

 برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.

 طبری مینویسد که وقتی دژخیم دستها و پاهای برادر بابک را می‌برید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند.

 معتصم خلیفه عباسی، چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی، بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن 3 بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.

 در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار به یکی از دختران پدر کشته این سه سردار تجاوز کرده است، و حاضران با او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند. (تولدی دیگر-شجاع الدین شفا).
 

 

سخن روز : هر کودکی در گهواره باالقوه یک گاندی است. گاندی


   نوشته شده در ٩ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: اسلام

استدلال وهابیان

وهابیان با یک رشته حدیث تحریم بنای مسجد در جوار قبر صالحان استدلال کردند.
بخاری در صحیح خود در باب «یکره من اتخاذ المساجد علی القبور» دو حدیث زیر را نقل می کنند:

 1-وقتی حسین بن حسن بن علی در گذشت همسرش قبه‌ای بر قبر او زد و پس از یکسال برداشت شنیدند که شخصی داد می زد آیا آنچه را که گم کرده بودند پیدا کردند، دیگری پاسخ داد نه نا امید شدند و تغییر وضع دادند.
 2-لعن‌الله الیهود و النصاری اتخذواقبور ابنیاء هم مسجداً قالت (عائشه) و لو لا ذالک لا برزوا قبره غیر انی اخثی ان یتخذ مسجداً
خداوند یهود و نصاری را از رحمت خود دور کند، قبرهای پیامبران خود را مسجد اتخاذ کرده‌اند عائشه‌ گوید: اگر بیم این نبود که قبر پیامبر مسجد گردد مسلمانان دور قبر او حائلی قرار نمی دادند.
مسلم در صحیح خود نقل می کند:
پشینیان از شما، قبرهای پیامبران و صالحان خود را مسجد قرار می دادند تا هرگز قبور را مسجد اتخاذ نکنید من شما را از آن باز می‌دارم.
ابن تمیمه که جلودار این عقاید است می نویسد:
هرگز جائز نیست روی قبر مرد صالح یا جوار آن مسجد ساخته شده باز می گوید: قال علمائنا لایجوز بناء المسجد علی القبور.
منابع:
آئین وهابیت، جعفر سبحانی


   نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 



موضوع: انتخابات

انتخابات چیست؟

امان معاشر

در کشور های با مدنیت وفرهنگ مردم به خاطر تعین سرنوشت سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود خدمتگزارانه وصادقانه عمل نموده بخاطر شناساندن وکیل ویانماینده مبارزه کرده  و شخص مورد اعتماد خود را انتخاب مینمایند

به دور اول انتخاب آقای ولادیمیر پوتین ریس جهور روسیه در مسکو اقامت داشتم پروسه انتخابات را از طریق تلویزون میدیدم. نماینده گان احزاب مختلف کاندید خود را به ریاست جمهوری معرفی نموده بودند. تبلغات انتخاباتی الی روز انتخابات به حدی زیاد بود حتی در مجالس اقای ژرنوفسکی نمایده حزب لیبرال روسیه به رقیبای خود پیاله اب انداخته وحمله های لفظی مینمود.تا قبل از انتخابات تصور می نمودم این رقابتها  به دشمنی وموضعی گیری  مبدل شده اینده روسیه به انرشیزم ، فقر،وبدبختی تبدیل خواهد شد. روز انتخابات گذشت اقای پوتین در انتخابات برنده شده ریس جمهور روسیه انتخاب شد . چند روز بعد محفل بزرگ در قصر کرملین به مناسبت معرفی واغاز وظیفه ریاست جمهوری ترتیب شده  اقای پوتین نطق نموده گفت(با تشکر از همه کسانیکه مرا انتخاب نموده اند وکسانیکه مرا انتخاب ننموده اند. مه به ان باورم کسانیکه به من رای نداده اند امید های خدمت بهتر از نماینده انتخابی خود داشتند بدین وسیله مه احساس وطنپرستانه انها را  ستوده وعده می دهم به همکاری شما بخاطر کسب اعتماد شماخدمتگار صادق وطن بودن  خود را اثبات  نمایم. دعا میکنیم خداوند درین امر ما را یاری رساند.)سپس کاندیدان دیگر ریاست جمهوری هر کدام بنوبه با گفتن تبریکی هر گونه اماده گی خود را در را خدمت به وطن بنمایده گی از احزاب ومردم خود به اقای پوتین ابراز داشتند ومشترک در راه خدمت به وطن متحدانه کمر بستند ووطن خود را از بحران سخت سیاسی واقتصادی نجات داده وابر قدرت بودن خود رادر جهان بار دیگر ثابت نمودند

درین ماه رویداد مهم در حیات سیاسی واجتماعی کانادا رخ داد. او عبارت از انتخابات سراسری نماینده گان مجلس ملی کانادا است. در پروسه انتخاباتی کاناداهمه داوطلبانه به منظور معرفی نماینده مورد اعتماد خود وبهتر شناساندن ان رفته تبلغ نموده  وبه نماینده انتخابی خود رای دادند که در نتیجه حزب محافظه کاران کانادا با گرفتن 143چوکی برنده شده قدرت اداره دولت را بار دیگر بدست اوردند. درین انتخابات حزب لیبرال 76 چوکی حزب دموکرات 27 چوکی وحزب کیو بیک 51 چوکی در مجلس ملی نماینده گان کانادا بدست اورند وانتخابات  در یک فضا صلح وصمیانه خاتمه یافت

درین  انتخابات افغانهای کادانادایی نیز اشتراک وپروسه مشارکت خود را در فرهنگ کانادا معلوم نمودند. یک هموطن ما  خود را محبوبه معرفی نموده  به نفع حزب لیبرال کانادا فعالیت مینمودبه جواب سوال من  چرا حزب لیبرال نتوانست نمایده زیاتر به مجلس ملی کانادا معرفی نماید؟ گفت(احترام در مقابل خدمت سزاوار هر خدمتگذار است نماینده گان حزب رقیب ما حزب محافظه کاردر جریان حکومتداری 25 ساله خوداقتصاد کانادا را بالا برد دولت کانادا را در منطقه وجهان شناساند سطح زنده گی در کانادا بالا شد وبیکاری را در کانادا محوه نمود امروز در کانادا کار با مزد خوب بیشتر از کار گر است این همه سبب افزایش اعتماد حزب محافظه کار شده مردم رای بیشتر به انها دادند ما هم به امید بهتر خدمت نمودن کار میکنیم تا در انتخابات اینده برنده شویم) هموطن دیگر ما  خود را مراد عضوی حزب دموکرات معرفی نمود گفت( حزب دموکرات درین انتخابات برنده نشد ولی مقام خود را در مجلس ملی حفظ نموده ما وهر فرد حزب کوشش می کنیم با خدمت وصداقت خود در اجتماع اعتماد بیشترمردم را  در انتخابات اینده حاصل نمایم )

افغانهای کانادایی با اشتراک شان در انتخابات بمنظور تعین سرنوشت وطن شان کانادا  مشارکت در فرهنگ کانادا را معین نمودند.

منظور من از قصه های دور دراز این بود انتخابات تعین اقتدار لیاقت وخدمتگذار بودن انتخاب شونده است که هر انتخاب شوند ه به اساس لیاقت ،شایسته گی،دانش وفرهنگ وطنپرستی اش انتخاب میشود . در افغنستان نیز مردم ما انتخاب ریس جمهور در پیش دارند اما با یک  تفاوت بزرگ فرهنگی کاندیدان ریاست جمهوری با مانورهای قدرتنمای می خواهند انتخاب شوند بعضآ حتی از ظالمترین قصابان انسانی طالبان وحشی طلب مدد میشوند .  انتظاران میرود بجای

 ارامی وترقی افغانستان به مصلخ انسانکشی وویرانی بیشتر مبدل گردد.

 قسمیکه با عمل وحشیانه ودور از تصور انسانی طالبان بردران هموطن ما از ولایت لغمان را همچو سر گوسفند با گفتن الله اکبر با کارد حلال نمودند وتمام منطقه وجهان را در س شاندند ا ما دولتمران ما که ارزو انتخاب به ریاست جمهوری را دارندبه جای اوردن صلح با همدستی دشمن دیرینه ما پاکستان وشاه سعودی می خواهند دوباره ان وحشیان  را قدرت بیشتر دهند وخود ریس جمهور شود

امان معاشر خبرنگار ازاد


   نوشته شده در ٧ اسفند ۱۳٩٠  توسط سعید کریمی 




درباره سايت
 
 
 
نويسندگان
 


iranblog
tizweb takbox
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
pardisbox
لينك باكس هوشمند پردیس باکس،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش آمار،پردیس باکس
mehrbox
لينك باكس هوشمند مهر،افزايش بازديد،لينک باکس،افزايش امار،مهر باکس
box.magicpc
افزايش آمار بازديد
box.mdpars
لینک باکس هوشمند ام دی پارس
ironibox
لينك باكس هوشمند ،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار، باکس
tabadol
سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک
linknegar
لينك نگار
parsiblog parnevis